موسسه حقوقی رهنمای داد اندیش

امروز یکشنبه : ۳۱ اردیبهشت, ۱۳۹۱ هجری خورشیدی

اهمیت ذاتی قانون و فنون قانونگذاری

سخنرانی جناب آقای دکتر ناصر کاتوزیان ، استاد دانشگاه – وکیل پایه یک دادگستری

 مقدمه :

همه می دانید که آقای رئیس جمهور ( حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای خاتمی دوره اول ریاست جمهوری ۱۳۷۶ ) با شعار قانونمند شدن جامعه ، جامعه مدنی ، قانونگرایی و استقرار قانون ، فعالیتهای انتخاباتی خود را شروع کردند . استقبال شدیدی که مردم از این گونه شعارها کردند بیهوده نبود ، برای اینکه ما از بی نظمی و از جانشین شدن اراده های خصوصی به جای اراده های اجتماعی رنج بسیار برده ایم.

 البته بعضی از بی نظمی ها طبیعی است . بعد از هر انقلاب ، نظم موجود از بین می رود و نظم جدیدی به جای آن بنشیند مقداری بر هم ریختگی ، قانون شکنی و احیاناً سوء استفاده ها پیش می آید ، ولی ما از این رهگذر رنج بسیار بردیم و هنوز هم آثار آن ما را رنج می دهد . پس طبیعی است که دانشکده حقوق و جامعه حقوقدانان ، باید از شعار قانونگرائی استقبال کنند . با وجود این ، سیاستمداران ممکن است آرمانهای خوب داشته باشند ، ولی این وظیفه حقوقدانان است که آرمانها را در لباس مناسب ارائه کنند و ارائه این لباس مناسب در تحقق آن آرمانهای خوب اثر اساسی دارد .

ادامه ی نوشته

نسخه چاپی نسخه چاپی

فلسفه حقوق

 مقاله از : عزیزاله فهیمى

عضو هیات علمى گروه حقوق دانشگاه قم

چکیده

فلسفه حقوق به بحث از معنا و مبناى الزام‏آور بودن قواعد حقوقى و تمایز قواعد حقوقى، اخلاقى و مذهبى مى‏پردازد . فلسفه حقوق به نظریه‏هاى کلى درباره حقوق، قطع نظر از نظام یا شعبه خاص توجه دارد . در زبان فارسى این مباحث در ذیل عناوینى چون کلیات حقوق و نظریه کلى حقوق هم بحث مى‏شود .

در این مقاله، ابتدا ضمن تعریف واژه‏هاى مربوط، به سابقه تاریخى فلسفه حقوق اشاره شده، و جهات نیاز به تدوین فلسفه حقوق مطرح مى‏شود و با تعیین موضوع فلسفه حقوق، مکاتب حقوقى معرفى و مبناى حقوق از دیدگاه مکتب‏هاى تحققى و آرمانى و حقوق فطرى و اسلام بیان مى‏شود، آن‏گاه انتقادات وارد بر مکاتب حقوق طبیعى و پوزیتویستى به اختصار شرح داده مى‏شود .

در ادامه، مبحث مهم هدف حقوق در نظریه فردگرایان و اجتماع گرایان را طرح و به اختصار بررسى مى‏شود .

کلید واژه: حقوق، فلسفه حقوق، مکاتب حقوقى، قواعد حقوقى

ادامه ی نوشته

نسخه چاپی نسخه چاپی

حق (مفهوم، محتوا و نظریه‌ها)

حق (مفهوم، محتوا و نظریه‌ها)

نویسنده : رضا ایران‌مهر، کارشناس ارشد حقوق بشر

 

مفهوم حق

 

بدون شک در جهان معاصر، حق محوری‌ترین عنصر حقوق، سیاست، اخلاق و به طور کلی اجتماع است که در یک روند تاریخی به این حد رسیده است. حق در معنای مدرن آن متفاوت از حق تعریف شده در دنیای پیش‌مدرن است.

 

تفکیک حق به ۲ مفهوم حق بودن )being right(‌ و حق داشتن )having right(‌ یک تفکیک اساسی است که فاصله دنیای مدرن و دنیای پیش‌مدرن را نیز نشان می‌دهد. حق به معنای اول که در مقابل باطل قرار می‌گیرد، همیشه در عرصه فکر، به‌ویژه فکر سیاسی و اخلاقی حضور داشته است؛ اما حق به معنای دوم که می‌تواند در مقابل تکلیف قرار گیرد، محصول فکری جدید است که در پی کوشش‌های نظری و عملی آزادی‌خواهانه و برابری‌طلبانه انسان در دوره مدرن تولد یافته است.

  ادامه ی نوشته

نسخه چاپی نسخه چاپی